آرامش

سلام. فکر کنم خيلی دير دارم به سوالی که پرسیده شد، جواب می دم. آخه سوال سختی بود، اینکه تعریف آرامش چیه؟

من فکر می کنم آرامش يه حس خوبه که وقتی آدم از تلاطم احساسات بد خلاص می شه تجربه اش می کنه. درست می گين من آرامش رو با چيزهايی تعريف کردم که اونو از آدم می گيرن. چون فکر می کنم آرامش حسیه که ما بعنوان جزيی از وجودمون باهاش متولد می شيم اما دنيا کلی ابزار داره واسه اينکه اون احساس خوب رو ازمون بگيره و ما تلاش می کنيم بهش برگرديم. آرامش همون چيزيه که آدم در بهشت داشت و با اشتباهی، از دستش داد و عمری تلاش کرد که دوباره بدستش بياره. همون حسی که از ترس، غضب و اضطراب خالیه. یه جورایی می شه گفت همون حسیه که بهش اینرسی داریم، یادتونه تو فیزیک؟ اینرسی یعنی تمایل جسم به حفظ حالت قبلی. انسان حاضر نیست <<هر حالت قبلی>> رو حفظ کنه مگر اینکه به سمت آرامش نزدیکتر از حالت فعلی باشه. اون <<حالت قبلی>> که آدم می خواد بهش برگرده حالتیه که باهاش متولد می شه.

شاید آرامش برای ما، مثل زمین می مونه برای اشیاء رو سطحش. زمین جاذبه داره و شئ ء تا وقتی بهش نرسیده از این جاذبه رها نمی شه و وقتی بهش می رسه دیگه نیرویی رو حس نمی کنه که بخواد به سمتی دیگه بکشدش.

دلم نمی خواد از کتابها بخوام، چيزی رو که یه عمر در درونم، بودن و نبودنشُ حس کردم، برام با لغات ساده يا قلنبه سلبنه تعريف کنن. نظر شما چیه؟

/ 4 نظر / 5 بازدید
پر بهونه

سلام...موفق باشی دوست من منتظر حضور سبزت هستم بهونه به روزه...

پر بهونه

در زمانی که وفا قصه برف به تابستان است و صداقت گل نایابی است به چه کس باید گفت با تو خوشبخترین انسانم...

زهرا

عشق چيزي است كه بيشتر از هر چيزي داشتنش را دوست داريم وبيشتر از هر چيزي دادنش را دوست داريم وهيچ كس در نمي يابد كه عشق همان چيزي است كه همواره داده مي شود ولي پذيرفته نمي شود//سلام دوست خوبم/با مطلبی تحت عنوان تنفر يا عشق کداميک بهتره آپم ومنتظر حضور شما دوست عزيز/موفق باشيد

رضا

خیلی خوب بود عزیزم